تشنگی….
فوریه 22, 2008
اگر دلهایمان تاریک و ظلمانی نمی گردید
امامت هم عیان می گشت و پنهانی نمی گردید
به قدر تشنگی گر تشنه امر فرج بودیم
خدا داند فرج اینگونه طولانی نمی گردید
هفته ماه می شود
فوریه 21, 2008
منتظر به راه تو هفته ، ماه می شود
وعده می دهم به دل رو به راه می شود
دوریت به باد داد زره زره ی مرا
پا به سر تمامه من شکل آه می شود
…
عجل علی ظهورک
به خاطر باران
فوریه 17, 2008
آقا بیا به خاطر باران ظهور کن
ما را از این هوای سراسیمه دور کن
وقتی برای بدرقه ی عشق می روی
از کوچه های خسته ی ما هم عبور کن
غروب شد نیامدی
فوریه 13, 2008
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن ، تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوبار صبح ، ظهر نه غروب شد نیامدی
قطعه گمشده
فوریه 8, 2008
قطعه گمشده اي از پر پرواز كم است
يازده بار شمرديم و يكي باز كم است
اين همه آب كه جاريست، نه اقيانوس است
عرق شرم زمين است كه سرباز كم است
اللهم عجل لوليك الفرج